ايرج افشار
109
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
قلغچى پياده « 1 » سه هزار و نهصد « 2 » . و بعد از آن مردم سول متوجّه شدند . مقدّم ايشان حضرت بلندمرتبت عالى منقبت ، نوئين اعظم عالىتبار و امير اعظم اكرم « 3 » رفيع مقدار دوحهء شجرهء طيبهء بايندرى نخل « 4 » برومند لشكركشى و بهادرى امير محمود بيك كه از افراد امجاد اين خاندان عظيم الشأن منيع المكان است « 5 » و در شجرهء نسب شرف عمومهء حضرت خلافت پناهى رأفت دستگاهى اسكندر ثانى صاحب الزمانى دارد با فرزند ارجمندش امير شاه على بيك « 6 » كه نهالى است از عرق سلطنت و خلافت سر بركشيده و دوحهاى در چمن ايالت و جلالت باليده ، با سپاهى چون مواكب كواكب از دايرهء تعداد بيرون و چون اقطار امطار از حدّ عدّ « 7 » افزون در معرض عرض آمدند . و چون به مواجههء حضرت سليمان مكانى رسيدند امير شاه على بيك « 8 » فرود آمده زانو زد و به مراسم عرض قيام نموده و بندگى « 8 » حضرت سلطانى او را به نوازش بيكران مخصوص داشت « 9 » و ثنا و تحسين بسيار فرمود . و بعد از آن امير اعظم اكرم دوحهء شجرهء شهريارى و نهال باغ كامكارى امير حسن بيك « 10 » بايندر با لشكرى « 11 » جرّار از فيلان عرصهء كارزار و فرزانگان رقعهء پيكار پيش آمده خود را به شرف عرض رسانيد و در موضع معين جبههء اخلاص بر زمين اختصاص نهاد و زبان به مراسم مدح و ثنا بگشاد و به دستور [ a 15 ] مقرّر اسبى « 12 » مكمّل پيشكش كشيد و به انظار عنايت حضرت سليمان مكانى مخصوص گشت . و بعد از آن امير اعظم كامكار و نوئين اقدم بلند مقدار ابا بكر بيك كه از مشرب عذب صديق صاحب توفيق به نصيبى وافر و حظّى كامل فايز شده و در منصب
--> ( 1 ) . از ط آورده شد ( 2 ) . ط : + سوار ( 3 ) . ط : به جاى اعظم اكرم : افخم ( 4 ) . ط : گل ( 5 ) . ط : ندارد ( 6 ) . ط : شاهقلى ( 7 ) . ب : عددشمار ( 8 ) . ط : بندگان ( 9 ) . ط : تا پايان جمله را ندارد ( 10 ) . ب ، ج : امير حسين بيك ( 11 ) . ط : لشكر ( 12 ) . ط : اسب